ابراهيم عاملي ( موثق )

332

تفسير عاملي ( فارسي )

1 - مجاهد و قتاده و حسن بصرى گفتند يعنى داود آنها را لعنت كرد ، بوزينه شدند ، و عيسى نفرين كرد به صورت خوك درآمدند ، و از حضرت امام باقر ( ع ) نقل شده است : چون يهود روز شنبه ممنوع از شكار ماهى بودند و نافرمانى كردند ، داود نفرين شان كرد ، و آنها كه مائده ى آسمانى بدعاى عيسى خوردند و باز هم بكفر خود باقى ماندند ، آنحضرت آنها را نفرين كرد . 2 - ابن عبّاس گفته است : يعنى در زبور داود و انجيل عيسى كافران بنى اسرائيل ملعون معرّفى شده‌اند ، و مقصود از زبان آنها كتاب آسمانى نازل بر آنها است ، 3 - زجّاج گفته است : يعنى آنها لعنت كردند يهود و مسيحى كه در دوران پيدايش اسلام آن را نپذيرند ، و مقصود از اين مطلب آن است كه يهود بدانند : همان پيغمبرها كه وسيله ى افتخارشان هستند آنها را بر اين روش ناپسند نفرين كرده‌اند . روح البيان : انسان كاملى كه نماينده ى لطف و قهر حقّ است و خليفت كامل صفات خداوند است دعا و نفرين او ، دعا و نفرين خداوندى است ، پس مظهر لعن زبان داود و عيسى بود ، ولى آن لعن از خدا بود و آن يهود ملعون خداوندى بودند ، مثنوى گفته است : اين نكردى تو كه من كردم يقين اى صفاتت در صفات مادفين تو در اين مستعملى نى عاملى زان كه محمول منى نى حاملى ما رميت اذ رميت گشته اى خويشتن در موج كف چون هشته اى « لا » شدى پهلوى « الَّا » خانه گير اى عجب كه هم اسيرى هم امير « لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوه » 82 مجمع : ابن عبّاس گفته است : اين يهود سه دسته بودند : 1 - بدكاران كه در روز شنبه ماهى شكار ميكردند . 2 - آنها كه از كار بد منع و جلوگيرى ميكردند ولى با بدكاران آميزش ميكردند و از آنها دورى نمينمودند : 3 - آنها كه چون بدكارى رايج شد ، ترك آن مردم كردند و از آنها جدا شدند ، و آن دو دسته ى بدكار و معاشر بدكاران باقى ماندند و هر دو را داود و عيسى لعنت كردند ، و بعضى گفته‌اند : مقصود از منكر شكار ماهى است . ديگرى